دکتر احتشام فر

تغییر جزء ثابت هستی
Administrator
14/05/29 پنجشنبه
PDF Print E-mail
تغییر، جزء ثابت هستی:
reson changeتغيير، از حالي به حالي گرديدن، دگرگون شدن، تبديل و تعويض يا انتقال از وضعيتي به وضعيتي جديد يا انقلاب را گويند. تغيير تقريبا جزء ثابت جهان هستي است. از دامن تغيير تفاوت ها بيرون مي آيد و گونه هاي مختلف و متنوع ايجاد مي گردد. هرگز دو اثر انگشت مشابه نداشته ايم، چگونه است كه وقتي افراد يك خانواده را مورد مطالعه قرار ميدهيم دنيايي تفاوت و تغيير در ژنوتيپ (ساختار ژنتيكي)، فنوتيپ (وضعيت ظاهري) و ظرفيت هاي روحي رواني و اجتماعي آنان مشاهده مي نماييم. به طبيعت بنگريد، ميليون ها گونه گل و گياه و جانور و دنيايي از تفاوت در ميان هر گونه، در مجموع تغيير و تفاوت جزئي پايدار از جهان است. و بقولي آنان كه تفاوت ها را بر نمي تابند و در مقابل تغييرات مقاومت مي نمايند، در واقع با نظام حاكم بر هستي در تقابل هستند. همانگونه كه همه ما شاهد هستيم اين تغييرات ذاتي، زندگي روز مره انسان ها را نيز دستخوش تغيير نموده و در طول زمان اين تغييرات سرعت و شدت بيشتري داشته است. شرايط زندگي، نيازها، منابع، ارتباطات، قوانين و الزامات، وسايل و ابزار كار، تكنولوژي، مديريت و هر آنچه پيرامون ماست به سرعت در حال تغيير مي باشند. امروزه اكثر صنایع و تقریبا" تمامی شركتها، از غولهای صنعتی تا خرده پاهای تجاری بر روی هدف مشترك مدیریت یعنی « تغییر» كه در گذشته به كلی از آن پرهیز می شد، تمركز كرده اند. به بازار جهاني بنگريد. چگونه تغييرات را مديريت مي نمايند. سازمانهاي موفق در جهان امروز سازمانهایی هستند که تغییر و تحول را در چهارچوب تشکیلاتی خود بگنجانند و آنرا نهادينه نمايند.

بنیان هر جامعه يا سازماني بر پایه، برآورده نمودن نیازهاي آن مجموعه است و از آنجائیکه نیاز انسانها و شرايط سازمان ها دائم درحال تغییر است، لزوم تحول در سازمانها همواره دیده میشود و احساس نیاز به مدیریت بر روي این تحولات بیش از پیش خود را نشان میدهد. در حال حاضر سازمان ها براي بقاي خود، پويايي و حفظ جايگاه و ارتقاء وضعيتشان اقدام به بازبيني رفتارهاي سازماني نموده و به كمك متخصين و كارشناسان عملكرد خود را مورد نقد قرار ميدهند تا آنچه، ممكن است موجب كاهش كارايي و افت جايگاه سازمان گردد را پيش بيني و متناسب با تغييرات احتمالي محيط، تحولات مورد نياز را اعمال نمايند. الگو برداري و بهره گرفتن از ايده ها و نظرات اهل فن و بطور كلي ابداع و نوآوري موجب پايداري سازمان و بقاي آن مي گردد. لذا از آنجائیکه موفقیت یک سازمان به پویایی آن بستگی دارد و براي پویایی بایستی همواره تحول را پذیرفت لذا سازمانها و افرادي موفق ترند که میزان تحولات برنامه ریزي شده آنها بیش از تحولات اتفاقی آنها باشد یعنی سعی کنند همواره ابتکار عمل را بدست بگيرند و مجبور به حرکت به میل و خواسته دیگران نباشد.

سازمانهاي قديمي و سنتی در پی حفظ ثبات و یا حداقل کندکردن تغییرات بودند ولی سازمانهاي امروزي و مدرن از ثبات گریزانند و براي نوسازي ، نوآوري و نواندیشی سازماندهی میشوند. و اینکار اصل پایه اي سازمانهاي آینده است. از طرفي تغيير در مديريت سازمان ها نيز جزئي انكار ناپذير و اساسي در فرايند تحول سازماني محسوب مي گردد. معمولا در سازمان هاي موفق از مديران كارآمد، با تجربه و به روز استفاده مي نمايند. در حال حاضر انتخاب مدير براي سازمان ها يكي از كليدي ترين و با اهميت ترين اصول توسعه سازماني محسوب مي گردد. تغيير در مديريت سازمان به شرطي كه بر مبناي علمي و منطقي صورت گيرد مي تواند موجب تحول، پويايي و رشد كمي و كيفي فعاليت ها و محصولات سازمان گردد. 
براي حركت رو به جلوي سازمان، ابتدا مي بايستي وضعيت موجود، نابساماني ها، خطاهاي گذشته، نقاط ضعف و كاستي هاي سازمان و وضعيت و جايگاه واقعي آن بطور دقيق مشخص گردد. سپس اهداف منطقي و واقع بينانه تعيين و برنامه ريزي لازم جهت رسيدن به اهداف پيش رو انجام گيرد. مهمترين هنر مديريت استفاده بهينه از منابع موجود براي رسيدن به هدف است و براي تحقق آن،‌ مدير مي بايستي داراي ويژگي هايي باشد. از جمله آشنايي كامل با سازمان، اهداف و برنامه هاي آن و ساير نهادها و سازمان هاي مرتبط و موازي ، ‌شناخت كافي و كامل از منابع سازمان، بويژه منابع انساني به عنوان استراتژيك ترين و حساس ترين منبع و گرانبها ترين سرمايه سازمان و درك صحيح از ظرفيت هاي موجود و در اختيار، برقراري ارتباط و ايجاد جو همدلي و مشاركت در كاركنان، داشتن تجربه كاري موفق در حوزه مسئوليت خود، گذراندن دوره هاي علمي و تخصصي مرتبط با مديريت، داشتن تخصص و آشنايي با ساختار، پيچيدگي، اهداف و فعاليت هاي سازمان، شناخت سیستمها یا ساختارهائی که باعث تضعیف سازمان و مانع تحول آن مي گردند. درك احتمالي تضاد منافع افراد و ساير سازمانها با تحولات سازماني، الويت دادن به اهداف سازماني و استفاده از حداكثر ظرفيت خود و مديران براي بهبود عملكرد سازمان، پايداري، استواري و مقاومت در برابر فشارهاي بيروني و منافع طلبي افراد و سازمان ها و .....

همانگونه كه مي دانيد، هرگونه تغییر و تحولی در سازمان بمنظور تامین سلامت سازمانی و افزودن بر کارآئی و اثربخشی آن صورت می پذیرد. لذا در صورتي كه تغيير آگاهانه و منطقي انجام نگيرد، مي تواند موجب اثرات نامطلوبي بر تمامي ساختار سازماني، برنامه ها، استراتژي و فعاليت هاي آن و انگيزه و عملكرد نيروهاي اجرايي داشته باشد. عملا منابع سازمان را به هدر داده و موجب افت كارائي و انحراف سازمان از ماموريت اصلي خود گردد. اعمال تغییر و تحول کار ساده اي نیست. زيرا افراد با يكديگر بسيار متفاوت مي باشند بنا براين مقاومت و اختلال در روند سازمان اجتناب ناپذير خواهد بود. مگر آنكه نگرش افراد بر پايه شناخت دقيق و مشترك از ماموريت سازمان ، شرايط و تحولات محيطي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي حاكم بر جهان و بازار ارائه خدمت و پتانسيل هاي موجود سازماني باشد.

تغيير در مديريت، اهداف و برنامه ها و عملكرد سازمان در صورتي كه آگاهانه، هدفمند و با بهره گيري مناسب از منابع و ايجاد حس مالكيت و مسئوليت پذيري در ساير مديران و كاركنان صورت پذيرد مطمئنا موجب ارتقاء جايگاه سازمان و موفقيت آن در بازار جهاني و جمع رقبا خواهد گرديد. تغيير در مديران و مسئولين در بخش هاي دولتي نيز از اين قوائد مستثني نمي باشد. لذا شايسته است در تغيير مديران و جايگزيني آنها نيز تمامي اصول رعايت و شايسته سالاري به مفهوم واقعي آن انجام گيرد.